
فیلم آفساید نشان می دهد که زنان چگونه برای ورود به ورزشگاه "آزادی" خود را در هیبت مردانه قرار می دهند و از کمند نیروهای انتظامی می گریزند. علیرغم اینکه فیلم بر اساس یک فیلمنامه ساخته شده است، اما ریشه در واقعیت سال های اخیر جامعه ایران دارد. بسیاری از روزنامه نگاران نشریات ورزشی در یک دهه گذشته می دانند که دخترهای زیادی با اتکاء به همین روش به صورت مخفیانه وارد ورزشگاه ها شده بودند.
اینکه بعد از پیروزی انقلاب سال ١٣۵٧ بر اساس چه دستوری و مبتنی بر چه منطقی از ورود بانوان به ورزشگاه های ایران جلوگیری شد، تا حدودی از حافظه ادبیات مطبوعاتی کشور پاک شده است. اما همگان به یاد می آورند که پس از صعود تیم ملی ایران به جام جهانی و در پی جشن بزرگ خیابانی در آذر ماه ١٣٧۶ بود که زنان به ورزشگاه آزادی هجوم بردند و در واقع حضور خود را به قوانین محدودیت ساز کشور تحمیل کردند.
تعدادی از نشریات ایران در همان ایام به دلیل چاپ تصاویری از این واقعه توبیخ شدند. محمد علی ابطحی، معاون وقت رئیس جمهور ایران در مورد این حادثه در وبلاگ خود می نویسد: " فراموش نمی کنم یک بار که در استقبال از تیم ملی ایران پس از پیروزی بر استرالیا که ... شادی سراسری ملی را در پی داشت، دختران و پسران برای تجلیل از آنان به استادیوم ورزشی رفته بودند. در آن بعد از ظهر چه فشاری بر دفتر رئیس جمهور و رئیس سازمان تربیت بدنی وقت آمد که دختران را باید از آن جا بیرون کنند. ما به جای ابراز خوشحالی از این پیروزی، همه اش در فکر این بودیم که در برابر این فشارها چه کنیم. کاش می شد بیشتر از این توضیح داد." ابطحی در مورد جزئیات این فشارها چیزی نمی نویسد، اما می افزاید: " احمدی نژاد این شانس را دارد که دستگاه های مختلف، مثل سابق برای مخالفت با رئیس جمهور اقداماتی کارشکنانه بر علیه نظر ایشان نمی کنند." 
اگرچه به نظر می رسد که دستور رئیس جمهور کنونی ایران برای جاری شدن در دستگاه اجرایی کشور با موانعی روبرو نباشد، اما این خاصیت را دارد که نگرش اصولگرایان را مورد سوال قرار می دهد. اگرچه اصلاح طلبان نتوانستند در بازگرداندن زنان به ورزشگاه ها قدم مهمی بردارند، اما بر کسی نیز پوشیده نیست که ممنوعیت حضور زنان در ورزشگاه ها ناشی از یک استنباط اصولگرایانه بوده است.
در اولین واکنشها، تارنمای بازتاب که از حامیان محموداحمدی نژاد در مبارزات انتخاباتی سال گذشته بود، با دلخوری از صدور این مجوز به کنایه می نویسد: "دكتر احمدی نژاد، پس از فراغت و به سرانجام رساندن مسائل مهم مملكتي به سراغ مسائل مهمتر رفته و در نامهای به رئيس سازمان تربيت بدنی، خواستار حضور زنان در ورزشگاهها شد(ه است)." این تارنما در ادامه مقاله خود به طعنه پیشنهاد می کند تا زنان برای در امان ماندن از آسیبهای رفتاری در ورزشگاه ها، در گوش خود پنبه کنند، بر دهان چسب بزنند، چشمانشان را ببندند و با طناب به صندلی بسته شوند!
در طول دوران ریاست جمهوری سید محمدخاتمی اگرچه ورود زن ها به ورزشگاه آزادی میسر نشد، اما آنها اجازه یافتند تا برای تماشای مسابقات تیم ملی بسکتبال به مجموعه آزادی بروند. نخستین زن خبرنگار در دوران او به ورزشگاه آزادی رفت و زنان خارجی نیز توانستند در جایگاه مخصوص میهمانان، یعنی محوطه زیر جایگاه رسمی به تماشای مسابقه ها بنشینند.
گاه در میان بانوان خارجی، چهره چند زن ایرانی نیز شناخته می شد. مسابقه های تیم ملی ایران و ایرلند در مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۲ و مسابقه ایران و ﮊاپن در مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۶ از این نمونه ها هستند. در نمونه دوم، زنهای ﮊاپنی در مقیاس وسیعی در ضلع شمالی ورزشگاه و در میان گروه بزرگ هموطنان خود به تماشای بازی نشستند. می توان گفت که این قدمها ریشه در زحمات دکتر صفایی فراهانی، رئیس پیشین فدراسیون فوتبال و عضو "جبهه مشارکت" نیز دارد. او تلاش می کرد تا میزبانی مسابقه های معتبر قاره ای، مانند جام ملتهای آسیا را از آن ایران کند و می دانست که ممنوعیت ورود بانوان به ورزشگاه ها از جمله دلایلی است که ایران را از شانس پیروزی در رقابت با سایر کشورها و از جمله اعراب، محروم می سازد. 
هیچکس نمی داند چه تعداد از دستورهای تند سال های نخست پیروزی انقلاب در ایران، همچنان نیازمند بازنگری است و کسی نمی تواند آثار مخرب هر تصمیم غلط را نیز اندازه گیری کند. اینقدر هست که انقلاب اسلامی برای بازنگری در تصمیمات سالهای نخست، همچنان چشم به اراده اصولگرایان و نیروهای سنتی دوخته است. آنها پیش از این و در نحوه اداره صدا و سیما نیز نشان داده بودند که میانه روی و تجدیدنظر طلبی را غلط نمی شمرند، مشروط بر آنکه مهار قدرت در دستان آنها باشد.
